|
ایستگاه فرهنگ | ||
|
نَصوح مردى بود شبيه زنها ، صورتش مو نداشت و پستانهايى برجسته چون پستان زنها داشت و در حمام زنانه كار مى كرد. او سالیان متمادی بر این کار بود و از این راه هم امرار معاش میکرد و هم ارضای شهوت. گرچه چندین بار به حکم وجدان توبه کرده بود اما هر بار اخگر شهوت، او را به کام خود اندر میساخت و كسى از وضع او خبر نداشت و آوازه تميزكارى و زرنگى او به گوش همه رسيده و زنان و دختران رجال دولت و اعيان و اشراف دوست داشتند كه وى آنها را دلاكى كند و از او قبلاً وقت مى گرفتند تا روزى در كاخ شاه صحبت از او به ميان آمد. لطفا بقيه داستان را در ادامه مطلب مطالعه فرماييد. ادامه مطلب [ شنبه 30 اردیبهشت1391 ] [ 17:14 ] [ محمدرضا عباسي چاشتخواراني ]
علم زينت دهنده ي توانگران و موجب بي نيازي فقراست .
پيكار با نفس به وسيله علم نشانه ي خردمندي است . شنونده ي ذكر خدا خودش ياد كننده ي خداست . حلم و بردباري نتيجه ي علم است .
[ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391 ] [ 9:0 ] [ محمدرضا عباسي چاشتخواراني ]
بدترین خطایی که مرتکب می شوم توجه به خطای دیگران است. در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی خواهم یافت، یا راهی خواهم ساخت . مطمئن ترین اصل در طول زندگی ، خود سازی است ، نه اصلاح دیگران . از لباس کهنه ات خجالت نکش از افکار کهنه ات شرمنده باش . ارزش پدر پس از مرگش معلوم میشود و ارزش نمک پس از تمام شدن. [ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 8:41 ] [ محمدرضا عباسي چاشتخواراني ]
برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن . علی شریعتی مشكلات امروز تو برای امروز كافی ست، مشكلات فردا را به امروز اضافه نكن. سعی نكن متفاوت باشی..فقط خوب باش..خوب بودن به اندازه كافی متفاوت هست [ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 10:53 ] [ محمدرضا عباسي چاشتخواراني ]
تمام درهای زندگی بر روی شخصی بسته شدند و او را به بینوایی کشاندند. روزی، هیچ چیز در خانه نداشت. خودش میگوید: روز اول را با خانواده ام با گرسنگی سپری کردم و روز دوم نزدیک غروب، همسرم به من گفت: برو و براي ما غذا و خوراکی پیدا کن؛ نزدیک است بمیریم. میگوید: به یاد زنی از خویشاوندانم افتادم، نزد او رفتم و او را از ماجرا با خبر نمودم. آن زن گفت: در خانه جز این ماهی که فاسد و متعفن شده، چیز دیگری نداریم. گفتم: همان را بده؛ ما در آستانه مرگ قرار گرفته ایم. ماهی را گرفتم و بردم و شکمش را پاره کردم. در شکم ماهی مرواریدی بود که آن را به چند هزار دینار فروختم. ماجرا را برای آن زن که خویشاوند من بود، باز گو کردم. اوگفت: من، از شما چیزی جز سهم خودم را نمیخواهم. آن مرد میگوید: بعد از آن ثروتمند شدم و برای خانه ام، وسایل خریدم و وضع خود را خوب کردم. [ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 8:3 ] [ محمدرضا عباسي چاشتخواراني ]
[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 12:28 ] [ محمدرضا عباسي چاشتخواراني ]
مطمئن باش ، حرف هایت هرچند تکراری باشد ، یکی هست که به آنها گوش میدهد آن کسی نیست جز خدا . . . آدمی ساختهی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز میاندیشیده است. (مترلینگ) تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را. (حضرت علی علیهالسلام) دانستن کافی نیست، باید به دانسته ی خود عمل کنید. (ناپلئون هیل) [ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 11:39 ] [ محمدرضا عباسي چاشتخواراني ]
[ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 16:3 ] [ محمدرضا عباسي چاشتخواراني ]
هرکس قرآن را قرائت کند و آن را سبب و وسیله روزی خویش قرار دهد روز قیامت بیاید در حالی که صورتش استخوانی باشد که در آن گوشت نیست یعنی بی آبرو به محشر وارد شود.
هرکس که خداوند به او علم دین عطا کرده باشد و او آن را به مردم تعلیم ندهد پس از مرگ داوند را در حالی ملاقات میکند که بر دهانش لجام آهنین زده باشند. هرگاه خداوند خیر بنده ای را بخواهد او را در امر دین و احکام و دستوراتش دانا و فهمیده می نماید. [ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 ] [ 8:18 ] [ محمدرضا عباسي چاشتخواراني ]
من برای کسانی که از من متنفر هستند وقت ندارم زیرا گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند. کوروش کبیر به مسائل بزرگ فکر کنید ، اما از خوشی های کوچک لذت ببرید . جکسون براون
[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 8:12 ] [ محمدرضا عباسي چاشتخواراني ]
|
||
| [ طراحی : میهن اسکین ] [ Weblog Themes By : MihanSkin] | ||